سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

36

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

دفع معارضين اصول فاسدهء خود ، راه اغتيال [ 1 ] پيش گرفته خون هزاران بىگناه را به دسيسه‌ها و حيله‌ها ريختند . بالجمله چون تعليمات ايشان در امتى از امم ظاهر مىشد ، جماعتى از ارباب نفوس شريره را ، كه غايت مقصودشان استحصال شهوات بهيميّه بود ، چه از راه حق و چه از راه باطل ، آن تعليمات پسند افتاده بدون ملاحظهء نتايج و عواقب ، بدان آراء فاسده خرسند و دلشاد گرديده در ترويج و اشاعهء آنها كوششها مىنمودند و جماعتى ديگر اگرچه بدان اقوال نمىگرويدند و اعتقاد نمىكردند ، مع‌ذلك از مضار و مفاسد آنها محفوظ و مصون نمانده در اركان عقائد نافعه و اساس صفات مفيدهء آنها هم خلل و فساد و تباهى راه مىيافت ؛ به جهت آنكه غالب مردم در عقايد و اخلاق خويشتن ره‌سپر تقليد و عادت مىباشند و از براى تزعزع [ 2 ] اركان تقليد و عادت ، ادنى شبهه و اقل تشكيكى كافيست . لهذا فساد اخلاق عموم افراد آن امت را فراگرفته كذب و غدر و حيله‌بازى و خيانت در آنها شايع مىگرديد ، و پردهء حيا برداشته شده ، افعال ناشايسته به مقام انسانى جهراً [ 3 ] از ايشان به ظهور مىپيوست . و چون به سبب آن تعليمات فاسده هريكى را چنان گمان مىشد كه به‌غير از اين حيات ، حيات ديگرى نيست . وصف اگسيست [ 4 ] بر او غلبه مىكرد و وصف اگسيستى عبارتست از محبت ذات بدرجه‌اى كه اگر منفعت جزئيهء صاحب آن صفت مستوجب ضرر كل عالم گردد دست از آن منفعت برندارد ! به ضرر همه جهانيان رضا در دهد و اين صفت شخصيه خود را بر منافع عامه تقديم نموده ، امت و قوم خويش را به ابخس اثمان [ 5 ] بفروشد ، بلكه رفته‌رفته به جهت اين حيات دنيئّه ، جبانت و خوف بر او مستولى گشته از براى حفظ زندگى خويش به نذالت [ 6 ] و سفلگى و عبوديت و خوارى راضى و خرسند شود .

--> [ 1 ] . اغتيال : بناگاه كشتن . پيش از اين هم معنى آن را نوشتيم . [ 2 ] . تزعزع : متزلزل شدن [ 3 ] . جهراً ، آشكارا . [ 4 ] . صفتى كه همه آزمندان بىايمان و پراگماتيست‌ها اين زمان ! ، به آن دچار شده‌اند . . . [ 5 ] . أبخس أثمان ، سبك‌ترين و اندك‌ترين قيمت‌ها . [ 6 ] . نذالت ، فرومايگى ؛ پستى .